تولد نامه

گاهی چقدر زود همه چیز خاطره می شود. حتی لحظه ای که در آن هستی در همان آن خاطره می شود و در گوشه ی صندوق خانه جا می گیرد و کم کم خاک می خورد.. انقدر خاک می خورد که دهانش بوی باغچه می گیرد. مثل باغچه خانه مادر بزرگ که خاطره شد و خاک خورد و دهانش دوباره بوی باغچه گرفت..

 می خواستم بگویم خیلی خجالت می کشم وقتی کسی بهم می گوید تولدت مبارک. آب می شوم در خودم. اشک هایم از پشت چشم هایم به این آب ها اضافه می شوند، و تمام موجودات درونم تا مرز غرق شدن پیش می روند... مگر من چه کار مفیدی کردم که آمدنم به این سرزمین باید مبارک باشد؟ مگر من با تویی که در (...) نشسته ای و هر روزت از هر روزت معمولی تر است و آرزوی یک تبریک خشک و خالی را هر روز با خودت این ور و آن ور می بری چه فرقی دارم که باید شایسته ی تبریک باشم؟ مگر چیزی غیر از این است که برای من تا او بود همه روزها تولد بود ؟ او که پرهیز دارم که در هر جا اسمش را بیاورم،مبادا یادش دستمالی شود..او که آرام زیر خاک خوابیده..شاید هم دارد خاک می خورد..شاید هم دهانش بوی باغچه حیاط خانه مادربزرگ را می دهد.. می دانم که آن جا را خوب به یاد دارد...

 

همینجوری نامه

۱. دانه های ریز و رنگارنگ گردنبند با یک اشتباه من پاره شد. گاهی فکر می کنم بعضی چیزها را باید خیلی وقت پیش گم و گور می کردم و چون این کار را نکردم، خودشان خودشان را از جلوی چشمم دور می کنند. حالا کی حال داره بشینه و این گردنبند پاره را دوباره راست و ریس کنه؟ همون بهتر که دانه های ریز و رنگارنگش را در جعبه ای بریزم و ته کمدم نگه دارم. 

۲. "ماهیگیری که در قایق اش لم داده و به تور ماهیگیری اش از هر طرف چند ماهی بین ۵ تا ۱۰۰ کیلو آویزان است." این جمله و تفاسیرش را امروز یکی بهم گفت. مثل همیشه با این حرفش هم من را شدیدا به فکر انداخت. آخر سر هم گفت پدر ژپتو میگه: " بی ارزش ترین چیز دنیا ، سوال بی جوابه و بعد از اون هم حرفیه که بزنی و نیمه کاره رهاش کنی."

روحت شاد پدر ژپتو که بد خوب گفتی! 

همینجوری نامه

از زمانی که یادم می آید همیشه وقتی درس می خواندم دوست داشتم جاهایی که به نظرم مهم است را زیرش خط بکشم. هیچ وقت هم تو نگهداری کتاب های مدرسه ام آدم با سلیقه ای نبودم. با مداد، خودکار،مداد رنگی خط می کشیدم و گاهی هم نقاشی هایی شاید مرتبط با موضوع نوشته ها می کشیدم، احتمالا محض تنوع!! به هر حال این عادت را با خودم تا الان روی گوشه ی چشم راستم همیشه داشتم. یعنی این که اگر این کار را نکنم موقع خواندن کتاب، گوشه ی چشمم هی می پرد، یعنی پاشو مدادتو بیار. یک جورهایی هم انگار شده یک نوع بیماری. چون هر کتابی را که بخوانم و زیر جملات مهم و یا جالبش خط نکشم ،احساس می کنم نخواندمش!!البته تازگی ها تغییری در این رویه دادم که فقط از مداد استفاده میکنم. اما با همه ی این حرف ها که ممکن است این رفتار- البته منظورم این نوع مزمن اش است - ریشه ای بیمار گونه داشته باشد، ولی این فایده را دارد که وقتی کتابی را از ققسه ات بیرون می آوری و ورق می زنی ، چشمت به جملاتی می افتد که هنگام خواندنشان دوستشان داشتی و برداشتی یک خط نه چندان صاف و صوف (صوف را اینطوری می نویسند؟ اصلا یک همچین واژه ای داریم؟ ..عجب!!) زیرش کشیدی!!

این همه حرف زدم که چند جمله ای که امروز از همین ورق زدن ها دوباره به چشمم خورد را اینجا بنویسم. بدون هیچ توضیح اضافه ای!

۱.(ها کردن - پیمان هوشمندزاده)

* " می گفت: باید اسفناج بخوری.

الکی گفتم: فکر می کنی نخوردم؟

می گفت: وقتی می خوری،باید احساس اسفناج خوری داشته باشی."

* "اگه از ده، هفت تا برداریم چی می شه؟
هیچ فرقی نمی کنه. ده تا همان ده تاست. حالا تو هی بردار.

2.(مرگ بازی- پدرام رضایی زاده)

* " همیشه از جایی آغار می شود که انتظارش را نداری "

* " دل تنگی، قشنگ ترین اتفاق بد دنیاست "

همینجوری نامه

۱. سیم ظرف شویی هم موجود عجیبی است. درست در لحظه ای که فکر می کنی قابلمه ته گرفته و به این راحتی ها پاک نمی شود، وارد عمل می شود و تمام. لازم است واضح تر بگویم؟

۲. می گفت شوهر ایده آل یعنی کسی که در کارهای خانه کمک کند. البته با میل. چشمش دنبال زن های دیگر نباشد. البته با میل. تمام تاریخ هایی که مهم است را به یاد داشته باشد و بالاخره بله دیگه..! البته با میل. دیگه از همینا...البته با میل دیگه! 

واقعا؟!

همینجوری نامه

1. تنگ شده. دیگر اندازه ام نیست. دلم را می گویم.

2. فندق و پسته و تخمه و شیرینی و موز و غیبت و  مبارک و بله گفتن و چه خبرا و خنده های آبکی وآرزوهای ..()کی و همه ی چیزهایی که حالم را به هم می زنند..

 صدای خنده دختر بچه ای با موهای بلند مشکی  و چشمانش که از خوشحالی برای...بگذریم! برق می زند.. من این عید را بیشتر دوست دارم.

3. راستی گفته بودم که..؟

نه

خب، باز هم نمی گویم...

از سر باز کنی نامه

د بچه خفه خون بگير بذار فکرامو بکنم ، بيا اينم پست حالا ديگه ساکت باش !!

دو نقطه دی