۱. دانه های ریز و رنگارنگ گردنبند با یک اشتباه من پاره شد. گاهی فکر می کنم بعضی چیزها را باید خیلی وقت پیش گم و گور می کردم و چون این کار را نکردم، خودشان خودشان را از جلوی چشمم دور می کنند. حالا کی حال داره بشینه و این گردنبند پاره را دوباره راست و ریس کنه؟ همون بهتر که دانه های ریز و رنگارنگش را در جعبه ای بریزم و ته کمدم نگه دارم. 

۲. "ماهیگیری که در قایق اش لم داده و به تور ماهیگیری اش از هر طرف چند ماهی بین ۵ تا ۱۰۰ کیلو آویزان است." این جمله و تفاسیرش را امروز یکی بهم گفت. مثل همیشه با این حرفش هم من را شدیدا به فکر انداخت. آخر سر هم گفت پدر ژپتو میگه: " بی ارزش ترین چیز دنیا ، سوال بی جوابه و بعد از اون هم حرفیه که بزنی و نیمه کاره رهاش کنی."

روحت شاد پدر ژپتو که بد خوب گفتی!