همینجوری نامه
۱.من تو را دوست دارم و تو دیگری را...و همه ی ما تنهاییم. (دکتر شریعتی)
۲.گفت تو سرنوشت عجیبی خواهی داشت.
گفتم سرنوشت همه ما عجیبه، فقط شاید حواسمون نیست.
گفت همه چیز اطراف تو داره می چرخه.
گفتم آره، منم دارم می چرخم.
گفت خاک بر سر(...)، و خوش به حال (...).
گفتم ...هیچی نگفتم.بغض کردم.
پ.ن: اینارو فالگیر نگفته. حرفای یه دوسته.
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت 0:20 توسط فرناز فرضی
|